مرکز آموزش

تئـوری انتخـاب

واقعیت‎درمانی و مدیریت راهبرانه
  • ورود

واقعیت درمانی

واقعیت درمانی چیست؟ Reality Therapy

هنگامی که تئوری انتخاب در مشاوره به کار گرفته میشود، واقعیت درمانی خوانده میشود. دکتر ویلیام گلسر روانپزشک شهیر، قریب به ۳۵ سال پیش واقعیت درمانی را ابداع کرد. از آن زمان مشاوره ها و مطالعات ایشان و دیگر متخصصین این حوزه تئوری انتخاب را بسط و گسترش داد. فرآیند واقعیت درمانی در بستر  مفاهیم تئوری انتخاب، به پیشرفت موارد استفاده درمانگران تئوری انتخاب و رویکرد آنها کمک میکند.

برنامه­های آموزش حرفه­ای که در این مؤسسه ارائه میشود از سه جریان خدمات آموزشی تشکیل شده است:

-         دوره های حرفه­ای روانشناسی

-         دوره های مخصوص روانشناسانی که قصد دارند سوپرویژن ببینند.

-         دوره های پیشرفت مشاوره و مدیریت راهبرانه

فرایند واقعیت درمانی

واقعیت درمانی روش مشاوره و درمانی است که دکتر گلسر از سال ۱۹۶۵ آن را آموزش می‌دهد. این روش، هنر خلق یک رابطة معنادار با مراجع را آموزش می‌دهد، که از گذر آن رابطه به مراجع کمک می‌کنیم تا انتخاب‌های مؤثرتری انجام دهد. همانطور که در کتاب: “مشاوره با تئوری انتخاب: واقعیت درمانی نوین آمده است، امروزه واقعیت درمانی بر پایة تئوری انتخاب استوار است و موفقیت آن به میزان آشنایی و دانش مشاوره با تئوری انتخاب بستگی دارد. در واقع آموزش مفاهیم تئوری انتخاب به فردی که مورد مشاوره قرار می‌گیرد (اعم از مراجع یا دانش‌آموز یا کارمند) اکنون بخشی از فرایند واقعیت درمانی است. از آنجایی که نداشتن پیوند و رابطه یا قطع شدن رابطه با افرادی که به آنها نیاز داریم منبع اصلی تمامی مشکلات روان‌شناختی محسوب می‌شود، هدف واقعیت درمانی کمک به افراد برای برقراری رابطة معنادار با اطرافیان و عزیزان‌شان است. این برقراری پیوند و ایجاد رابطه همواره از طرف مشاور یا معلم شروع می‌شود به این معنا که با بکارگیری رفتارهای پیوند دهنده با مراجع یا دانش‌آموز به عنوان یک الگو به مراجع / دانش‌آموز در عمل نشان می دهد که چگونه با افراد مهم زندگی‌اش، کسانی که به آنها نیاز دارد رابطه برقرار کند. برای برقراری رابطه مشاور / معلم اقدامات زیر را انجام می‌دهد:

  • تمرکز بر زمان حال و اجتناب از بحث کردن دربارة گذشته، چرا که عامل تمامی مشکلات فرد روابط نارضایت‌مند / ناخشنود کنونی اوست.
  • اجتناب از بحث و گفتگو کردن دربارة نشانه‌ها و مشکلات تا جای ممکن، چرا که این نشانه‌ها و مشکلات راههایی است که فرد (مراجع یا دانش‌آموز) برای کنار آمدن با روابط ناخشنود خود انتخاب کرده است.
  • فهم درست مفهوم «رفتار کلی» یعنی تمرکز بر آنچه مراجع / دانش‌آموز می‌تواند مستقیماً انجام دهد ـ فکر و عمل ـ و اختصاص وقت کمتری بر آنچه که او نمی‌تواند بطور مستقیم انجام دهد، یعنی تغییر احساس و فیزیولوژی. البته احساس و فیزیولوژی تغییر می‌کنند، اما زمانی که در فکر و عمل  تغییر ایجاد شود.
  • اجتناب از انتقاد کردن، سرزنش کردن یا غرغر و شکایت کردن و به مراجع نیز کمک کنیم که از آنها در روابط خود اجتناب کند. با انجام این کار آنها یاد می‌گیرند که از این رفتارهای شدید آزاردهنده کنترل بیرونی که روابط انسانی را تخریب می‌کنند پرهیز کنند .
  • همواره بدون قضاوت و یا بکارگیری زور و اجبار عمل کرده و افراد را با استفاده از این اصل بدیهی تئوری انتخاب که: آیا کاری که می‌کنم مرا به افرادی که می‌خواهم نزدیکتر می‌کند یا دورتر؟ اگر رفتار انتخابی، افراد را به هم نزدیک نمی‌کند، آنگاه مشاور تلاش می‌کند تا به مراجع کمک کند تا رفتارهای جدیدی که به ایجاد رابطه و پیوند منتهی شود را بیابد.
  • به مراجع / دانش‌‌آموز آموزش می‌دهد که هرگونه عذر و بهانه، حال چه مشروع و موجه و چه ناموجه ـ مانع اصلی در راه ایجاد رابطه و پیوندهای مورد نیازشان خواهد بود.
  • به موارد  مشخص تمرکز می‌کند. در اسرع وقت تلاش می‌کند تا دریابد که اکنون رابطه مراجع / دانش‌آموز با چه کسی قطع یا خراب شده است و با او کار می‌کند تا رفتارهای پیونددهنده را انتخاب کند اگر رابطه‌ای کاملاً قطع شده است و امیدی به شروع مجدد یا بهبودی است به مراجع کمک می‌کند تا بدنبال رابطه‌ای جدید باشند و واقعیت را بپذیرد.
  • کمک به مراجع تا برای ایجاد رابطه با افراد مهم زندگی‌شان که به آنها نیاز دارد یک طرح عملی خاص و واقع گرایانه ارائه دهند و آنگاه به او کمک می‌کند تا طرح را دنبال کرده و پیشرفت خود را گام به گام ارزیابی کند. براساس تجربه خود، گاهی ممکن است مشاور طرح‌هایی را به مراجع پیشنهاد کند، ولی نباید این پیام را بدهد که فقط یک طرح عملی یا راه وجود دارد. طرح‌ پیشنهادی مشاور فقط یک پیشنهاد است و مراجع / دانش‌آموز همواره می‌تواند آن را رد کرده یا در آن تجدیدنظر کند.
  • همواره صبور و واقعیتگر بوده، اما همواره بر منبع و سرچشمه اصلی مشکل فرد ـ یعنی قطع رابطه و یا عدم وجود رابطه رضایت‌بخش ـ تمرکز دارد. با آموزش مفاهیم تئوری انتخاب، مشاوره به مراجع کمک می‌کند تا این نکته را خوب درک کنند، که صرفنظر از نوع شکایت و مشکلی که دارند، ایجاد رابطه و پیوند معنادار و رضایت‌مند با عزیزان و اطرافیانی که به آنها نیاز دارند، بهترین راه‌حل مشکل کنونی آنهاست.